خرید بک لینک

درباره سایت

19/3/96

امکانات وب

انــــــآر دانـــــــهـ :) 11/7/1403 دیشب ک همینجور نشسته بودیم حرف میزدیم،دیدم انگاری از ی چیزی ناراحته پرسیدم چته،میگه در زمان حاضر یه اتفاقی افتاد ک واقعنی ناراحتم کرده یعنی اولین بار هم نیستا همیشه همینطوری ،حالا مسئله چی بود ،اینکه با ادمایی رفت و امد داره و به قول دوستش حساب میشن ک اکثر رفتارا و حرفاشون همش از رو سیاسته انگار طرف مقابل و خرو ساده گیر اوردن ....بعدش میگه چرا خودمون اینسوری نیستیم واقعا چرا فکر میکنیم همه مثل خودمون راست و درسته رفتارشون....اینا چیه بهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 9:30

انــــــآر دانـــــــهـ :) 14/7/1403 ی وقتایی هم هست دلت عجیب ی چیزی رو میخاد و اونقدر ذوق و شوق داری براش ،ولی ب هردلیلی نمیشه بدستش بیاری ......کم کم ک بگذرع نسبت بهش سرد میشی ،بعدا هم حتی اگ بدستش بیاری دیگه میلی بهش نیست ...حتی ادما :)پ.ن۱:کتابای تازهم(باروت خیس_تصمیم گرفتم خودم باشم ) رسیدن و من خر ذوق ترینم :)پ.ن ۲:من همچنان منتظر خرمالوی عزیزم هستم :)پ.ن۳:ولی خداییش بچه داری خیلی کار سختیه ،قشنگ دهن ادمو سرویس میکنه پ.ن۴:خدایا شکرت :) + [ شنبهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 9:30

انــــــآر دانـــــــهـ :) 17/7/1403 پاییز همیشه از نظر بقیه فصل جدایی هستش و از این حرفا ولی واسه من فصل وصاله ،فصل رسیدن به عشق زندگیم «خرمالوی قشنگم»....دوس دارم توی حیاط خونه ام چندتا درخت خرمالو داشته باشم ک فصل پاییز میشه عشق کنم ....پ.ن۱:دلم خریداری لباس میخاد ولی خب موجودی حسابم میگه دلت غلط کرده :(پ.ن۲:نوینادارم یه سریال میبینم به اسم «blue in women» سریال جذاب و قشنگیه دوسش دارم پ.ن۳:به‌روزا زیادی برا خودم کدبانو شدم ،از این کدبانو ها ک غذای خوشمزه میپزن ،یعنی رسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 9:30

انــــــآر دانـــــــهـ :) 24/8/1403 فکر کنم دیگه باید قبول کنم که این اتفاق رو برای همیشه محال بدونم وقتی که توی این چهارسال هر وقت قراره بوده به حاصل دلخواه برسه و یهویی یه مشکل نوین سر راهم سبز میشه ،این یعنی باید بیخیالش بشم و ب زندگیم ادامه بدم ...سخته برام بیشتر از خیلی چون خیلی براش وقت و انرژی گذاشتم ک ب اون چیزی ک میخام برسم ولی نمیشه....به قولی نمیشود ک نمیشود ...پ.ن1:چقدر تظاهر ب حال خوب ،حال ب همزنه....پ.ن2:چقدر بده ک هیچ کاری از دستم برنمیاد و فقط باید بشینم تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 9:30

انــــــآر دانـــــــهـ :) 28/7/1403 ی ادم چقدر باید بیشعور باشه که هرجا و هرموقع چاک دهنشو باز کنه و چیز شعر ازش بیرون بیاد....واقعنی بعضی ادما از دور خوبن وگرنه از نزدیک ک اشنا میشی انگار جمجمه رو باز کردن و جای مغز ی مشت عن گذاشتن جاش.....حیف اعصاب عزیزم نیست بخام بخاطر این پفیوزا خورد کنم....پ.ن۱:هنوز توی تصمیمی ک میخام بگیرم دودلم نمیدونم کدوم درسته کدوم غلط،و نمیشه هم ک بیخیال شد پ.ن۲:در روز جاری رو دیر برگشتم بعدشم باز رفتم جایی کار داشتم کلا نشد ی چرت بزنم حداقل ،اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 9:30

انــــــآر دانـــــــهـ :) 10/9/1403 بلاخره تو کوچه ما هم عروسی شد بعد از 9 ماااااه ،هوای خنک رو تجربه کردیم :)ولی خو بارون در حد ی کمی داشتیم همونم خداروشکر....در این حد سرما ندیده ام ک دیشب بعد از حموم تو حیاط برا خودم قدم میزدم و لذت میبردم البته داشتم یخ هم میزدم ولی دلم نیومد از سرما دل بکنم ...پ.ن1:تبدیل شدم به یک ادم تنبل ک همه کاراشو میندازه قشنگگگ ماه های اینده،مثلا الان میبینم استادم از شاگرداش ویدیو میزاره دارن خوجل ویولن میزنن منم دلم میخاد آغاز کنم ولی متاسفانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 9:30

انــــــآر دانـــــــهـ :) 25/11/1404 اصلا این ورژن خودمو دوس ندارم ،شدم یه ادم دپرس و بی حوصله ک فقط منتظره کی وقتم تموم بشه چقدر همه چیز تا دوماه پیش خووب بود یا نه تا شهریور ،زندگی اروم و با برنامه گهگاهی یه سری مشکلات بود ولی خوب حل میشد بدون نگرانی الان فقط فکروخیال های الکی اصن نمیدونم چرا اینجا مینویسم گیج و سردگرمم،انگار هیچی زندگیم سرجاش نیست،حتی حوصله خودمم ندارم و این اصلا خوب نیست ومتاسفانه هیچ انگیزه ای ندارم :) + [ شنبه بیست و پنجم بهمنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 9:30

انــــــآر دانـــــــهـ :) 9/4/1405 خب از اونجایی ک بسته دیت رفتنم و تو رابطه رفتنا حجمش به پایان کار رسید،دیگه دورشو خط قرمز کشیدم ....خدایا اینا دیگه چی بوووود ،خیلی وحشتناااااک بود،خیلییی ترسناک بود....و چقدررر عجیب غریب ،دریغ از ی ادم درست واقعا چرا اینقدر ادم مناسب پیدا کردن سخت شده واقعا ....چرا اینقدر هول و تنوع طلب. شدن ،مریضی چیزی هستن عایا؟چرا اینقدر سخته براشون ک ادم درست و حسابی باشه،پای چ سفره ای بزرگ شدن خداییش ....اینقدر دراما ها زیاده ک حد و اندازه نداره ..ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: دوشنبه 13 مهر 1405 ساعت: 9:30

مرا فقط کنسرت ادل در پایان این شب به ذوق میاورد....

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 13:17

برای من همیشه این قسمت از فراز « يَا حَبِيبَ مَنْ لا حَبِيبَ لَهُ» هستی ..u2066♡ خدایا شکرت که امسالم تونستم ....!

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 13:17

من تا حالا این #برنامه بلایند دیت رو تا حالا ندیده بودم فقط یه چندتا تیکه توی اینستا در حد چند ثانیه ولی این قسمت که اشکان شادکام رو اوردن گفتم برم ببینم چطوریه و بعد از دیدنش حس کردم این اشکان به معنای واقعی مرده و با شخصیت ...خیلی از اقایون هستن که میبینی چ محیط کار چه خیایون چ دورهمی،فامیل،همسایه ،هرکی میشه از طرز حرف زدنشون حتی نگاه کردنشون خیلیا رو میشه شناخت چجور مردایی هستن....ومن خودم طبق رابطه ای که داشتم اینو میگم که از مردایی که شخصیت وابسته به خونواده دارن و خودشون قدرت تصمیم گیری برای زندگی اینده ندارن و حتی از لحاظ فکری هم مستقل نیستن و تکلیف خودشون با خودشون معلوم نیست وهدف فقط خوشگذرونی هست براشون کاملا دوری کنید.... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 13:17

برای تویی که این رو میخونی، اگه به هر دلیلی الان عاشق یا معشوق نیستی، ارزو میکنم عاشق فردی بشی که هیچوقت بهت اجازه نده شبی با فکر اینکه به اندازه کافی دوست داشتنی نیستی، بخوابی...پ.ن1:و اینکه منم انشالله امسال ولنتاین کادو گیرم بیاد پ.ن2:متن بالا کپی شده میباشد پ.ن3:دوستم میگه واقعا طرف (تو تن از اشنایان) دوس پسرشون براشون ای کادو گرون قیمت گرفته ،چه رمزی میزنن واقعا؟پس چرا اینا به تور من نمیخورن ....فکر کنم باید بگردم براش ادرس دعانویسشونو پیدا کنم ،وگرنه این تا فردا سکته رو میزنه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1402 ساعت: 1:46

در باره پست اینستا که فرستادی باید بگم ،چرت گفتن ....

نمیدونم چطوری این مزخرفات رو ساختن گذاشتن پیجشون....

پ.ن:من ده سال با یه بوووووق بودم دریغ از اینکه یه تف کف دستم بندازه بعد الان میگه شماره دوستتو بده من براش کادو بگیرم....

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1402 ساعت: 1:46

تصمیم گرفتم دیگه توی وبلاگم چیزی ننویسم و این اخرین پستم باشه..... همه چرت و پرت های قبلی هم بمونه به یادگاااار....

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1402 ساعت: 1:46

طرف بار. چندمه باباش پیام میده نظرت راجب پسر من عوض نشده؟نه جناب عوض نمیشه یعنی ایقد بدم میاد،همی عین ده بار اگ پسرت فقط ۲بار خودش پیگیر بود که جوابو به خودش بگم قطعا نظرم عوض میشد....اصن نمیتونم درک کنم یه پسر وایسه خونواده اش براش همسر انتخاب کنن،خو ای طرف یه شریک زندگی رو نتونه خودش بپسندهو ب خونواده اش پیشنهاد بده و فقط پدر و مادرش ب جاش تصمیم بگیرن این پسر بدرد زندگی میخوره؟اصن میتونه مسئولیت قبول کنه اخه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 13:49

صفحه بندی