پ.ن1:همه رفتن مسافرت ومن بیچاره تنها موندم خونه،واین یعنی اوج تنهایی...
پ.ن2:حالا این بین یه فسقل سرتق هم شبا پیشت باشه که تا خود طلوع صبح پلک رو هم نزاره
ویه دم برات فک بزنه
،خدا نسیب هیچ کس نکنه....
پ.ن3:چقدر خوبه صبح زود بیدار شدن...
..
پ.ن4:صبح که ساعت 6بیدار شدم رفتم که گلهای ودرختها رو به سفارش مامان که از جون منم بیشتر دوس داره برسم که دیدم یه یچه گربه ناناز
ومامانش در خواب به سر میبرن ....
پ.ن5:الانم که دارم پست میزارم با صدای بلند موزیک ،این فسقل بیچاره ما هی دم به دقیقه سرشو از پتو در میاره و یه اخطاری به ما میده
وولی ما همچنان بی توجه به خباثت خود
ادامه خواهیم داد....
پ.ن6:خو دیگه بریم صبحونه میل بفرماییم،کلا هدفم اینه که نزارم این بخوابه...
#خدایااااااا شکرت که دارمت وهستی ❤
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاشفی