شبم از بی ستارگی : شب گور
در دلم گرمی ِ ستاره ی دور
آذرخشم َگهی نشانه گرفت
َگه تگرگم به تازیانه گرفت
بر سرم آشیانه بست کلاغ
آسمان ،تیره گشت چون َپر ِ زاغ
مرغ ِ شبخوان که با دلم می خواند
رفت و این آشیانه خالی ماند
آهوان، گم شدند در شب ِ دشت
آه از آن رفتگان ِ بی برگشت
+اولین سالگرد نبودنت....دلم عجیب تنگته،تنگ نگات،صدات،خنده هات،دستات،حرف زدنات...
کاش میشد منم بیام پیشت،خیلی خسته ام ،میشه دعا کنی منم هرچه زودتر بیام پیشت بابا بزرگم...
الان فقط دلم تورو میخواد....
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاشفی