خرید بک لینک

درباره سایت

19/3/96

امکانات وب

با خودم میگفتم امسال که دیگه یه سال خوب شروع میکنم کلی حس خوب ومهمتر از همه مسافرت رفتنمون که واسش کلی برنامه ریخته بودیم حتی جا ومکانشم معلوم بودش...ولی خوب نشد که بشه ،یعنی کرونای لعنتی نزاشت، از اعماق وجودم ازت متنفر بیم ویروس شخمی اه...

این سال هم با همه خوبی وبدییییش داره تموم میشه وصد شکر که تموم شد بس تلخ بود البته نه اندازه 97 ولی بازم دوسش نداشتم مرسی که داری ومیری وتموم میشی امیدوارم سال جدید سال خوبی باشه واسم دیگه طاقتشو ندارم این سال جدیدم گند بزنه به همه چی ......

و اما مایی که همچنان در قرنطینه به سر میبریم ،شهری که شبیه شهر ارواح شده ناموسا همه جا تعطیل هیچکس هیچ جا نمیره ونمیاد و مامانم که دائم تلفن به دست از همه خبر میگیره ودلتنگ خواهر جانش میباشد...

پ.ن1:من که اینقدر عاشق خوردن وخوابیدن بودم فکر نمکردم روزی برسه اینقدر ازشون بیزار باشم حالا..

پ.ن2:چرا اینقدر دلم واس دانشگاه تنگ شده الخصوص کراش عزیزم که توی اتوماسیون تغذیه اس یا حتی واسه روزایی که امتحان داشتیم یا حتی استاد عمرانی منفور دلم تنگ شدهههههه...

پ.ن3:از بیکاری دیگه موندم چیکار کنم شتتتتتتت

پ.ن4:دلم چقدر الان خرمالو جانم رو میخواد

پ.ن5:مامانم بس همه چیرو ضد عفونی کرده فقط مونده منو بزاره توی وایتکس حل کنه ای چه وضعشه اخههههه...

پ.ن6:دارم سریال ترکی رامو میبینم این روزا و چقدر این رامو مرد مورد علاقه منه یعنی داریم همچین چیزی اخههههه

پ.ن7:به قول نامجوی دلبندم خیالم چون کبوتر های وحشی میکند پرواز چقدر خوب میخونی شما استادددد

پ.ن8:چقدر چرت وپرت مینیسم اخه ، اینا همش از بیکاری وعلافیه ها تففففففففففففففففف

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: پنجشنبه 7 فروردين 1399 ساعت: 11:41

صفحه بندی