13اذر تولدش بود ومن به دلایلی تبریکو نگفت همون روز کلی ازم دلگیر شدش ،براش از قبل کادو هم گرفته بودم و هم راش پست سفارشی زدم اینو که براش فرستادم کای ذوق کرد و اصن یادش رفت که باهام قهر بوده!
و اما بلاخره برای گواهینامه هم ثبت نام کردم و هم قراره وام بگیرم یه ماشین بخرم تا از این گرونتر نشدن !
بلاخره سونو جنسیت جوجه رو تشخیص داد به قول خواهرم ،نگار تو راهه....
با فاز حرف میزدم میگف رسمی هم که شدم جهیزیه هم که تکمیله دیگه وقت شوهرمه ،میگم اگه قبوله خودم بیام خواستگاریت تفاهمم که داریم باهم 
چقدررررررررر دلم یه سفر میخاد،ولی متاسفانه کسی نیست همراهی کنه ....همچنان نیازمند یه همسفر هرکی باشه
عایا کسی همسفر نمیباشد!؟تولو خودا گناه دارم من 
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاشفی