22/1/99 - تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 22:50
همیشع یه چیزایی هس یا نه اصن پیش میاد برات که حتی فکرشم نمتونستی بکنی که قراره اصن تو همچین موقعیتی قرار بگیری مثه الان که وایسادی میون این اتفاق و نمیدونی چیکار بکنی اصن چطوری باهاش کنار بیای.... خدایا بازم خودت یه راهی پیش روم بزار.... بازم شکرت واس اون چیزی که خودت میدونی خیلی مرسی عاشقتم.... پ.ن...
25/1/99 - تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 22:50
خسته وبی تابم،خوابم میاد... مامانم:والا منم از صبح تا حالا بیرون درحال گذشته گذار بودم همین بود وضع ام.... شما مثه من نباشید،بمونید خونه....
27/1/99 - تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 22:50
وقتی مو ندارمت تو اینجا... تیفونن و غُبر وگردوخاکی... _والا بخودا :(
31/1/99 - تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 22:50
یکی تو فکر عشقه، یکی تو فکر یاره، یکی منم که فردا صبح امتحان داره و دوتا از مبحثارو نخونده... +با صوت خوانده شود پلییییز :) پ.ن1:هیچ وقت سعی نکنید باغچه خونه تونو بهش برسین،صروعش با خودتونه تموم شدنش زمانی که قطع نخاع بشی...کمرم سرویس شد،خسته ام له ام....شت پ.ن2:مثه قحطی زده ها شام خوردم ،ولی هنو گش...
8/2/99 - تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 22:50
حالا شاید من الان هیچی نباشم یا نداشته باشم... ولی مطمئننا یه روی میرسه که... خدای ما هم بزرگه که.... یه روزم نوبت ما میشه.... ولی بازم مطمئنم همینا بازن و حرفای مفتشون.... #خدایا شکرت
15/2/99 - تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 22:50
اونجا که خواننده عزیز میگه: گندمی روی منو حال بی قرار من مو پریشون منی تویی.... قطعا به طور مستقیم روی صحبت با بنده بوده ولا غیر قشنگ داره موی همیشه پریشون من رو توصیف میکنه وازاین که اینقدر پرشیونه ابراز خوشحالی کرده و واسشون شعر هم سروده اللخصوص با اون روی گندمی بنده.... بله دیگه.... پ.ن:برم درس ب...
... - تاریخ: 1399/1/7 ساعت: 11:41
نه عزیز جان من این وب رو برا هیچ کس نمینویسم ،از اونجایی که همیشه دفترم در دسترس نیس ،میام توی وبم مینویسم بمونه برام
8/12/98 - تاریخ: 1399/1/7 ساعت: 11:41
عادلانه نیست_رضا بهرام رو گوش کن ....!
11/12/98 - تاریخ: 1399/1/7 ساعت: 11:41
مهدی عزیزم ،قربونش برم دستش سوخته با چایی،بعد از وقتی که اومده خونه مون همش تو بغل منه،و هی میگه بوس کن دستمو خوب شه....عشقه منه این اخه.....توی این روزهای بی دانشگاهی و قرنطینه بودن ،فقط مشغول بشور و
14/12/98 - تاریخ: 1399/1/7 ساعت: 11:41
بغض وقتی میرسد ،شاعر نباشی بهتر است....!_به وقت :(
15/12/98(for you) - تاریخ: 1399/1/7 ساعت: 11:41
اگه نباشی دیگه کسی نیست برام شعر بگه....اگه نباشی کسی نیست که من از دستش کلافه بشم وبخوام سرمو بکوبم به دیوار...اگه نباشی دیگه کسی نیست من دم به دقیقه بهش بگم کوفتتتت...اگه نباشی من...دیگه بقیه شو نمیگم اخه من تورو میشناسم جنبه توکارت نیست پرو میشی من و بیچاره میکنی ....
24/12/98 - تاریخ: 1399/1/7 ساعت: 11:41
با خودم میگفتم امسال که دیگه یه سال خوب شروع میکنم کلی حس خوب ومهمتر از همه مسافرت رفتنمون که واسش کلی برنامه ریخته بودیم حتی جا ومکانشم معلوم بودش...ولی خوب نشد که بشه ،یعنی کرونای لعنتی نزاشت، از اع
29/12/98 - تاریخ: 1399/1/7 ساعت: 11:41
لعنت بهت کرونا که واس خاطر تو من نمیتونم امسال ماهی داشته باشمچرا هیچکس ماهی گلی نمیفروشه اخه....من حتی براشونم اسم انتخاب کرده بودم لعنتیااااااماهی گلی موخوام
4/1/99 - تاریخ: 1399/1/7 ساعت: 11:41
بعضی وقتا با خودم فکر میکنم هیچ کس نیس حرفامو بفهمه یا اصن منو درک کنه،واس همین ترجیح میدم باکسی حرف بزنم که منو نمیشناسه ونمیدونه کیم ،اینجوری حس بهتری دارم ....واس همینه که ترجیح میدم یه جا باشم دور ازهمه دور از هرکسی که منو میشناسه یه جای دور....چقدر فکرام این روزا ازارم میده کاش تموم بشن ودس از ...
5/1/99 - تاریخ: 1399/1/7 ساعت: 11:41
حیدو که گوش میدوم،حس میکنوم شدم یه جاشو که تو زل افتو وسط دریا تو ماشوش نشسته و به هرچه نیس و هس فکر میکنت و عجیب تو فکرن... و میفهمت همه اینا وقتی رسید خونه شوبا فورک قلیونش زیر نخل پنگ درازو شو همشو دود میکنت بره شایدم یه استکان چای دیش که از پسیند موندن بشورتش ببره....فکرایی که فقط خوش میدونه و خ...
6/1/99 - تاریخ: 1399/1/7 ساعت: 11:41
من:نگاه ناگهان تو به چشم من همین که خورد،تمام من خلاصه شد ،درون چشم های تو...تو:هنوزم دلم پی دلشه بچه من:عطر تورا نفس زدم،درون سینه انقدر،که اه هم که میکشم بوی تو پخش مبشودتو:ولی من هنوز که هنوزه گیر عطر موهای یکی دیگه ام حاجیمن:واقعا هیچ که هیچ?تو: تواره هیچاندر احوالات منو مغز مریضم سه شب به بعد :...
22/10/98 - تاریخ: 1398/11/24 ساعت: 7:21
بعضی وقتا با خودم فکر میکنم تعریف ازادی از نظر من چیه ؟؟؟هی بقیه میگن ازادی نداریم نداریم یعنی چی ....من همین الانشم ازادم ،ازادم مهربورزم ،خوشحال باشم با چیزایی که دارم و قراره اینده داشته باشم ،ازاد
23/10/98 - تاریخ: 1398/11/24 ساعت: 7:21
وامان از اون چیزایی که دیدنشون مثه خار تو چشمن....خدایا میبینی دیگه ....خودت خوب کن این حالو جز تو کی میتونه اخه.....
27/10/98 - تاریخ: 1398/11/24 ساعت: 7:21
خداجونم رگ گردن و بیخیال میشه بغلم کنی....میشه یه بارم واس ما بشه ?!
3/11/98 - تاریخ: 1398/11/24 ساعت: 7:21
میگه خاله کاش تو هم تو هواپیما اوکراینی بودی...میگم چرا?...میگه اخه نخست وزیر کانادا زنگ زده به خونواده هاشون گفته میتونین بیاین کانادا واس همیشه ،اونوقت تو بودی به ما میگفت من بامامانجون واغاجون میر