29/11/97
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:44
هفت روز هم گذشت ....چرا من هنوز باورم نمیشه که تو پیشمون نیستی .....دیگه نیستی من به امید دیدنش از دانشگاه برگردم خونه....دیگه کسی نیس که بشینم کنارش و نگاش کنم و هی قربون صدقه اش برم....دیگه نیستی ،د
8/2/97
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 23:14
والا بایدم مسخره کنن اخه ادمی که اهنگای بهنام بانی و احمدوند گوش میده انتظاری ازش نمیره...وقتی اهنگای سیاوش قمیشی رو مسخره کنن... #یه مشت_چیز_خل_تشکیل_اجتماع _دادن_دور_هم #هی_دنیا :/
10/2/97
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 23:14
#جانا_از ایهام...... چرا سیر نمیشم از گوش دادنشششش..... "سوختم ،چه اتشی نگاه تو دارد..."
23/2/97
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 23:14
تش بگیره دانشگاه و کل عوامل پشت صحنه اش
2/5/97
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 23:14
در زور بسیار گرم نابسنانی اولین پست خودرا بعد از جنگ بسیار سخت وتن به تن با امتحانات و همینطور بسنه شدن معقوله جام جهانی عزیز ودلبندم رونمایی خواهم کرد.....just joking والا فقط از رو بیکاری و بیحوصلگی
23/5/97.......تولدم :)
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 23:14
خب همینطور از شواهد معلومه امروز یعنی درواقع در این وقت شب سالروز فرخنده میلاد با سعادت خودمه ....... واینکه خونواده کلا از این موضوع بی خبرن خخخخ دیگه اینکه واردسن 21سالگی شدم .....ابالفضللللل چرا ی
28/7/95
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 23:14
چند وقتی بود سر نزده بودم اینجا ....ولی سر میزنم گهگاهی وبا رو میخونم چون دلم برای بلاگفا تنگ میشه ولی حس پست گذاشتن نیست... هم اتاقیام دان میرن پیاده روی اربعین ...ولی من چی؟هیچ بازم مثه همیشه دعوت ن
30/7/97
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 23:14
امروز سر کلاس نظامهای سلامت یهویی هوا تیره وتار شدش اصن یه وضعی رعد وبرق .... خلاصه ما هم اصن بیخیال استاد همه سرمون طرف پنجره بودش ، استادم بدبخت دید ما درس گوش کن نیستیم گفتش وردارین برین از بارون لذت ببرین... ولی ناموسا عجیب چسبید بارون امروز تا باشه از این بارون ها .....
24/8/97
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 23:14
تنها وداغون دلتنگ میبارم همراه بارون ....!!! #مهدی جهانی_تنهاتر از من پ.ن 1:دلم واسه خونه تنگه ،خونه مونو میخوام ،مامانم ،رعنا پ.ن2:خسته ام از دوری ودلتنگی پ.ن3:چرا فوتبال نداره این شبااااااا اخه....(قطعا منظورم بازیهای تیمم هس نه فیفیا دی)
7/9/97
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 23:14
به قول شاعر اخ چه بگا مگاییه..... پ.ن:حق مطلب و کاملاا ادا کردن دیگه....
14/1/97
-
تاریخ: 1397/2/8 ساعت: 16:55
چه بازیه امشب.....اصلا هم نمیشه حدس زد چی میشه ولی قطعا رئال میبره
18/1/97
-
تاریخ: 1397/2/8 ساعت: 16:55
شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۷ | 10:33 | کــــآفــــ الــــفـــ اولین بارون سال نودوهفت خیلی خیلی ولکام بسی شادمون کردی......7اوریل هم که روز جهانی ما بهداشتی هاس...روزمون هم مبارکا باشدLet's block ads! (Why?)
24/10/96
-
تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 21:23
در استانه دومین امتحان از مجموعه امتحانات پایان ترم به سر میبریمو هم چنان ما در حال خر زدن میباشیم....خب دیگه همین فعلا پ.ن1:به این وضع ادامه بدیم یا دیگه داریم شورشو درمیاریم??? پ.ن2:چرا وقتی به خل بازی ها و دلقک بازی هات ادامه نمیدی همه فکر میکنن یه چیزیم هست .....خو دیگه خسته شدم از این وضع هی هم...
13/10/96
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 4:01
یه شب کمرنگ وتاریک و سرددد،توبیا همدم یه کاری کن..... :)پ.ن1:مشکل اینجاس که همدم هیچ کاری نمیکنه،معلوم نیس کدوم گوریه .. :( پ.ن2:درحال نزدیک شدن به امتحانات پایان ترم میباشیم سررر قضاااا پ.ن3:چرا اینقدر سرده با وجود دوتا پتو وگرمکن به تن وجوراب .... پ.ن4:پام چقدر درد میکنه،ناموسا مگه یهورزشکار باید ...
17/9/96
-
تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 17:20
وانگاه که هوا سرد میشود و تو سردی ان را با یک لیوان بزرگ شیرکاکائو گرم میکنی....!!! پ.ن1:چقدر خوبه خونه ....!!! پ.ن2:حس درس خوندن نیس....!!!
11/9/96
-
تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 8:01
وساعت 2:55شب را نشان میدهد..... وچرا اینقدر بیخیال ام.... چرا من خوابم نمیاد پس.... کی میخواد مسئولیتشو قبول کنه..... اخه خدا چرا باید گروه Bبیوفتیم ما..... دیگه چی دارم که بگم..... دلم خونه مونو میخواد.... دلم واسه خونه ورعنا تنگ شده..... چرا اینقدر خل بازی در میارم من واصن به روی خودم نمیارم که ای...
30/8/96
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 22:30
اولین بارووووون پاییزی را عشق است......خدا جونم یه عالمه ممنون بابت این بارون خوشگل..... دلمان بسی شاد شد,,,تا باشه از این بارونها.. پ.ن1:به نظر من باید این اپشن برف پاکن واسه عینکها هم اجرا بشه. ناموسا پدرم دراومد از بس پاک کردم شیشووو
21/8/96
-
تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 12:04
مزخرفترین حال ممکن میتونه این باشه که ندونی چه مرگته،ندونی با خودت چند چندی،چی میخوای،کجا وایسادی،کیا واست مهمن،واسه کیا مهمی......خدایا میدونم میبینی ولی چرا هیچ کاری نمیکنی،خدایا خسته شدم ،دست وپازدنمو نمیبینی،چیکار کنم...کجا باید برم....خسته ام...
16/7/96
-
تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 14:43
باز روزاز نو وروزی از نو،دانشگاه طبق معمول شزوع شده،ومن همچنان در اتاقی جدید و هم اتاقی ها جدید تر به سر میبرم...ناموسا چقدر ارتباط برقرار کردن سخته خیلی خیلی سخته،در طول تو اتاق البته همش ساکتم و بااین گوشی زبون بسته درگیرم،خب بازم خداروشکر دارم.... پ.ن1:هلوووو(سلام)نارنگی جووونم خیلی خیلی خوش اومد...
19/6/96
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 20:34
روزها دارن مگذرن ومن تازه قراره تابستونو شروع کنم،البته ازش به بهترین نحو استفاده کردم ،با اینکه نتیجه دلخواه رو نگرفتم ولی ازش کلی تجربه های خوب خوب کسب کردم ...بعله دیگه ما اینیم.. پ.ن1:همه رفتن مسافرت ومن بیچاره تنها موندم خونه،واین یعنی اوج تنهایی... پ.ن2:حالا این بین یه فسقل سرتق هم شبا پیشت با...